پذیرش کار هر کسی نیست.
فکر می کنم راه حل خیلی از مشکلات درونی آدم ها هم باشه.
مثلا وقتی می پذیرم که قدرتمند نیستم. وقتی می پذیرم که همه ی تصمیمات و همه ی کارهایی که در طول روز انجام بدم، عواقبی داره که اجتناب ناپذیره!
این می تونه راجع به کوچکترین و بی اهمیت ترین کارهای روزمره صدق کنه.
وقتی بپذیرم که من در فقر زندگی می کنم. چه فقر مادی و چه فقر معنوی و اجتماعی و... . اینجاست که بار سنگینی از روی دوشم برداشته می شه و روی قلبم می نشینه.
تحمل کردن بار روی قلب آسون تر از بار روی شونه هاست.
قرار بود اینجا کوتاه بنویسم اما حرف زیاده و گوش شنوا کم!
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.