من هنوز همون آدم قبلم
همون آدمی که همیشه سر اومدنش داستان بود
همون آدمی که پیش شما درگیر خانواده بود
پیش خانواده درگیر شما
همون آدمی که همیشه سرش شلوغ بود
همون آدمی که با دست پس میزد با پا پیش میکشید
همون آدمی که صدبار دعوا کرد که بزاره بره ولی نرفت
همون آدمی که همیشه میگین شما اولویتش نبودین
همون آدمی که از هر ده تا دعوا حداقل پنج تاشو ادامه نداد
من هیچ تغییری نکردم
فقط کمتر خندیدم
کمتر از خودم یه احمق ساختم
کمتر وانمود کردم هیچی به چپم نیست
کمتر وانمود کردم خوشحالم
این چند سال من مجبور بودم هر اتفاق رو چندبار تجربه کنم
خیلی خسته شدم
انگار به جای ۲۰ سال الآن ۲۵ ۲۶ سالم باشه ولی اندازه ی یه آدم ۱۵ ساله باشم
من فقط کمتر خودمو قاطی کردم
نه با شما
با هرکس دیگه ای
با همه ی آدمایی که روم تاثیر گذاشتن چه روحی چه تو زندگی
منم میخوام زندگی کنم
ولی این حرفهارو مثل همیشه هیچ وقت بهتون نمیزنم
چون هیچ وقت شنواش نبودین
نه تا وقتی که هرکسی خودش و احساسات خودش اولویت بود
فقط اینجا میزارمش که نخواین دفتر خاطراتم رو به خاطرش زیر و رو کنین
اینجا میزارمش چون خسته ام از اینکه من رو نشنیدین
دیدگاهها
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است.